معرفی کتابهای دوستداشتنی
در مطلبی که به من رسیده بود، از دنیایی از میلیاردها صفحه وب، صفحه ای بود که مرا به یاد بازی های وبلاگی انداخت.. تشویق شده بودیم به نوشتن کتاب هایی که دوستشان داریم و خوشحالیم که در کتابخانه داریمشان.

من به این بازی دعوت نشدم، اما فکر هم نمی کنم مصداق آن عروسی ای باشد برای کارت دعوت نفرستاده باشند. دنیای مجازی است و مجاز حرف اول و آخر را می زند. واقعیت ها هم مجاز اند در اصل. این واقعیت های مجازی وقتی شیرینند که عینیتی در بیرون داشته باشند. می توانم تصور کنم، همان لینک که دست به دست چرخیده بود مرا به این بازی دعوت کرده است..
10 تا از کتاب هایم که کمی بیش از دیگر کتاب ها دوستشان دارم را اینجا معرفی می کنم. از بین کتاب هایم تقریبا همینجوری انتخابشان کرده ام... اینها را کمی بیش از دیگر کتاب هایم دوست دارم.دعوت خواهم کرد از سحر، مها، سارای ،احسان، نوگل خندان، نوشین و سوسا که بنویسند از کتاب هایی که دوستشان دارند. به رسم آن بازی های وبلاگی که الان دیگر رنگ و بویی ندارد و در عصر شبکه های اجتماعی رنگ باخته اند.. دوستان خوب دعوت شده نیز تلاش کنند این بازی بچرخد.. وبلاگ برای ما دروازه ورود وب و به بیان دغدغه هایمان بود.. فراموشش نکنیم:
1) در جستجوی امر قدسی: گفتگویی مفصل با سید حسین نصر، استاد دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا، که توسط رامین جهانبگلو انجام گرفته است. گفتگویی به شدت جذاب و خواندنی که آدمی را(دستکم مرا!) در مسیر رشد و زندگی یکی از بلامنازعه ترین فلاسفه سنت گرای جهان امروز قرار می ردهد. شرح کوشش های بی پایان او برای تثیبت فلسفه در کشوری که هماره در اقلیم اسطوره ها می زیست. تلاشی بد فرجام که با اتهامی سخت ناگوار روبرو شد. داستانی از مجاهدت های یک مسلمان دوست داشتنی برای نمایش سیمایی دلپذیر از اسلام که اموالش به گفته خودش مصادره و غارت شدند. او به غرب رفته تا از یگانه مبلغان اسلامی باشد که در سرزمین مادری اش جایگاهی رسمی ندارد.
2) شور زندگی: داستان زندگی نقاش پرآوازه هلندی، ونسان ونگوگ که آثارش جهانی را به تعظیم و کلاه از سر برداشتن واداشته است. کسی که شاید یگانه خاطره ماندگارش نزد مردم، همان "گوش بریدن" معروفش باشد. داستای شور انگیز از لحظات زندگی مردی که نقاشی را وسیله ای برای رفع عطش روحی و روانی خود یافت و "بوم پشت بوم" نقاشی کرد.. هر چند آثارش در زمان هرگز اقبالی در فروش نیافت، اما حکایت پاس داشتن مردگان مشمول او نیز شد و آثارش در حراج های هنری در رکورد دار شدند. داستان زندگی مردی که تجارب زندگی اش آمده است. زنان زندگی اش، موفقیتها، ناکامی ها و حتی ایده هایش..
3) بررسی آثار داریوش مهرجویی : برای کسی که نوجوانی اش با یک فیلم به شدت دیدنی و تکان دهنده به نام پری آغاز شده است، شاید بیراهه نباشد که داریوش مهرجویی را برای خودش تا حد یک قدیس مجسم کند. و صد البته ابایی هم نداشته باشد که حالا این قدیس را حذف کند و به سینمایی متقاوت دلخوش کند. سینمایی از جنس فرهادی و نظیر اینها. سینمای کسی که در سالهای نوجوانی مرا از مولانا و شمس و ذن و حمید هامون و زن و ....پر کرد و رهایم کرد به میان انبوه کتاب ها... دوست داشتن چنین مردی لذت بخش است و تعقیب هر آنچه در موردش نوشته می شود و یا حتی ساخته می شود لذت بخش تر...و دلخوری از بات اینکه قهرمان نوجوانی هایت در نقدهای این و آن تخریب می شود شاید طبیعی سات. این دو جلد کتاب از جمله آثار است که تقریبا هیچوقت کسی از من امانت نگرفته اند و در آینده هم نخواهند گرفت.
4) تاملاتی از قرائت رحمانی از دین: همیشه این سوال برایم بوده و هست که چرا وقتی می شود با لبخند و مهر کسی را به راهی فراخواند تا همه ارگان های روحی و جسمی بدنش همسو باشند برای این مقوله را باید از ابزار با مضمون باید برای اینکار بهره برد؟ این کتاب که نوشته محمد مجتهد شبستری است یادگار سالهای دور من است که هنوز درگیر زندگی نشده بودم و مشق عشق میکردم لای دفتر های مدرسه! قرائتی از دین که می پنداشتم می شود با تمسک به آن می شود به دینی فراتر از واژگان رسید. این تعریف از دین برایم چننان باشکوه بوده که هرگز نخواستم آن را با لوازم سکولاریسم و افه های روشنفکری منبعث از آن عوض کنم. با همه احترامی که به سکولاریسم به عنوان یک تجربه غنی بشری در سپهر زندگی اجتماعی اش دارم اما هنوز فکر می کنم می شود با زبان دین، مهربانانه تر حرف زد.. این کتاب پاسخی به این گمانه است.
5) این کتاب بی فایده است: بله تعجب نکنید! این کتاب برای الان من که روزگاری همه چیز برایم رنگ و بوی تک بعدی داشت و رنگ خاکستری تعریف نشده بود کتابی بس خاص است. آموزه های جوانگ زه فیلسوف چینی، که اندیشه هایش نقشی بزرگ در شکل گیری مکتب تائوئیسم داشته است. علاقه ام به این کتب نه صرفا به خاطر عنوان جذابش که مثل افعال معکوس به نظر می رسید بلکه به وقع عمل به آموزه های موبدی است که حکایتی هایی ژرف از زندگی و زیستن را روایت می کند. این کتاب تا مدتها همبستر من بود. ارزش این کتاب وقتی برایم بیشتر نمایان شد که دیدم اصول ساده زندگی در این کتاب می ارزد به همه بایدها و نبایدهای برساخته در زندگی ام.. یکی مثل این: "برترین نزاکت خالی از تشریفات است/ برترین عشق خالی از نمایش است/ برترین خرد خالی از طرح است و ..." خیلی طول کشید با کتاب همسو شوم.. حالا البته همسوی کامل نیستم.. اما خوب! این کتاب آنقدرها هم بی فایده نیست!
6) بازی آخر بانو: زنی مصمم، قوی و جذاب. زیبا و تحصیلکرده! چنین کسی را تجسم کنید که استاد دانشگاه است و بعد از سالها دوری به نامی از دانشجویی می رسد که می تواند پسرش باشد: حنیف، صالح شده است..همین!. پسری که در سالهای اول انقلاب به دلایل مختلف از او جدایش کرده اند. رمانی به شدت درگیر کننده و در برخی فصل ها آزاردهنده از بلقیس سلیمانی. از سه گانه اش. رمانی که من وقتی به بخش هایی از روایت نویسنده رسیدم ترجیح دادم کتاب را چند روزی نخوانم. اما علاقه ام به سرنوشت گل بانو، وادارم کرد پیگری اش کنم. بلقیس سلیمانی در این اثر مرا دوبار به مرز جنون کشاند و باعث شد یکبار کتاب را پرت کنم در باغچه حیاطمان.. اما چون دوستش داشتم رفتم و پیدایش کردم.. دفعه دوم هم انداختمش پشت قفسه ام که دسنم بهش نرسد. اما باز رفتم دنبالش و سر این قضیه گلدان سفالم که یادگار هنرمندی بود شکست!
7) مرد کوچولو: کلن من از آدم های مسافر خوشم می آید.. خودم مسافر صفت نیستم اما از آدم های مسافر خوشم می آید.. آدمایی که مسافرند و در کوران حوادث سفر می کنند. روایت هایشان را همیشه دوست داشته و دارم.. این کتاب عباس کازرونی نیز برایم جذاب بود.جذاب بود به این دلیل که داستان آوارگی نوجوانی را روایت می کند که در جدال با مشکلات خودش را ثابت می کند.. داستان کازرونی را فقط کمی خونده ام اما نقدش برایم چنان جذاب بود که ترجیح دادم داشته باشمش.. هرچند هنوز کامل نخوانده باشمش.
8) راز اعداد: آنه ماری شیمل را دوست دارم. یک مستشرق واقعی است.. ازش الهام گرفته ام و کتاب هایش در مورد مولانا را خیلی دوست دارم. این "دوست داشتن" شاید اصطلاح خوبی برای تبیین آرای یک نویسنده نباشد. اما همین علاقه باعث شده که سعی کنم کتاب هایش را داشته باشم. این کتاب نسبتا جدیدش جذابیت های خاصی دارد. همه اسرار اسطوره ای درباره اعداد که گفته شده نشده. اثبات نحس بودن 13 و بررسی چرایی 24 ساعت بودن شبانه روز (و نه مثلا 25 ساعت) در زمان های قدیم و ... کلا کتاب جالبی است. گیرتان آمد بخوانید.
9) در جستجوی زمان از دست رفته: شرح زندگی یک فرانسه قرن نوزدهمی... 7 جلد کتاب و توصیف جز به جز زندگی اشراف آن سده. اشرافی که به واقع یک طبقه بودند و روابط اجتماعی و نقش اقتصادی شان در این اثر نمایان شده است. داشتنش در کتابخانه ام برای آرزویی بود. بلاخره خریدمش.. مهر ماه امسال خریدمش. بدی اش این است که ذهن آدم آماس می شود. آدم البته نه من!10) قران حکیم: ان شاید ریاکارنه باشد اما همه آنهایی که مرا می شناسند از نردیک، می دانند چه روحیه ای داریم. من هم بی هیچ توضیح اضافه ای می گویم این کتاب مورد علاقه ام نیز در کتابخانه ام از جایگاهی خاص برخوردار است. ترجمه عزت الله فولاوند با تفسیری در حاشیه آن.
دوستان مدعو لطف کنند هریک به هر تعداد که مایلند کتاب های مورد علاقه خود را معرفی کنند. و این بازی را ادامه دهند .. شجره اش را بکشیم و ببینیم به کی می رسد و چه کتاب هایی...
"تساهل"