حدیث مجمل
دارم دلکی ، به تیغ هجران خسته / از یار جدا و با غمش پیوسته
آیا بود آنکه دگر بار بینم؟ / با یار نشسته و از غمش وارسه؟!
عراقی
دارم دلکی ، به تیغ هجران خسته / از یار جدا و با غمش پیوسته
آیا بود آنکه دگر بار بینم؟ / با یار نشسته و از غمش وارسه؟!
عراقی
اشاره:می نویسم"Mp3 پلیر و رسانه" و سرچ می کنم (+)...جز نتایج تجاری ، صفحه ای گشوده نمی شود.خوشحالم که متنی دست اول ، دستکم از نظر خودم می نویسم!

Mp3 پلیر ناقابل من!
Mp3 پلیرها دنیائی نو برایمان می سازند..دنیای سوا از آنچه که در جریان هست و در اطرافمان میگذرد..دنیای متفاوت و نو که از راه شنیدن ، فضائی غریب برایمان می آفریند.
دنیای اطراف ، بسته به محیطی که در زمان دل سپردن به هدفون Mp3 پلیرهامان در جریان است ، می تواند محیطی دلپذیر یا ناخوشایند باشد...دلپذیر بودن این محیط می تواند با تکیه بر نوائی که از آنسوی هدفون بر می خیزد میتواند لذت تجربه را ماندگار تر کند و در صورت عکس آن می تواند در رها ساختن مان از دنیای اطراف نقشی فعال ایفا کند.
به نظر من Mp3 پلیرها برای همین امر ساخته شده اند و آن ، دو گوشی کوچکی که تا بیخ لاله گوش فرو می رود ، ما را در باوراندن وجود دنیایی در درون آن دستگاه ریز نقش در جریان است ، بیشتر شرطی میکند.
Mp3 پلیرها ما را از دنیای محاط جدا می کنند تا در عوالم خود باشم و ندانیم چه می گذرد..در ازدهام مرگبار زندگی شهری در دنیای خودساخته مان غرق باشیم و در دریائی غوطه ور باشیم که خود میخواهیم و اختیارش دست خودمان است.
یک تجربه شخصی به من ثابت کرده است حتی نوع و جنس همین گوشی های کوچک نیز در پذیرش این دنیا به عنوان واقعیتی متغیر ، متناسب است.
چند وقت پیش هدفون Mp3 پلیرم به دلیل نقص فنی عملاً از کار افتاد من مجبور شدم برای خریدن یک هدفون جدید ، اقدام کنم...یک ضرورت زمانی مرا واداشت که هدفون ارزانتری بخرم...مجبور شدم ، با قیمتی معادل سه هزار تومان ، هدفونی با کیفیت و شمایل نازل بخرم و وقتی خواستم خودم را در دنیای آن دستگاه بیفکنم ، بیشتر به حرف و ضرب المثل انگلیسی ها ایمان آوردم.
آنجا که می گویند ، هنوز آنقدرثروتمند نشده ایم که اشیای ارزان بخریم ، دریافتم که مجبورم هدفونم را عوض کنم و کالائی معادل هفت هزار تومان خریدای کنم! و این یعنی ۱۰ هزار تومان برای ساختن دنیایی که می خواهم.
بحث اقتصادی نمی کنم ، بحث من کیفیت کالائی است که دنیایم را باور پذیرتر می کند...درجه ولوم ۵۰ برای هدفونم که درجه آخرش بود ، صدائی بسیار ضعیف از خود ساطع می کرد و سر و صدای اطراف که سر و صدای زندگی شهری و خودروها بود بیشتر آزارم می داد.
این در حالی بود که هدفون قبلی ام که جنس به مراتب بهتری بود ، مرا در جدا ساختن از همه آنچه در اطرافم می گذشت موفق تر بود..
فکرش را بکنید!سر یک تقاطع ایستاده اید...چراغ سبز است ..از فاصله ای دورتر راننده ها ، مدام بوق می زنند...درست زمانی که همه می خواهند خیلی زود به قرار کاری خو برسند ، تصادفی رخ داده است...شما منتظر دوستتان هستید و ناظرماجرا! رانندگانی که تصادف کرده اند درحال زد و خوردند...گلاویز شده اند و چند نفری می خواهند سواشان کنند.
در هدفونتان صدائی دلنواز نین می خواند:"دریاب دمی که با طرب می گذرد..."دوستتان می رسد ، دستتان را در دستش حلقه می کنید و می روید...
Mp3 پلیرها ما را از زندگی روزمره جدا می کنند و به دنیایی می برند که خودمان بسته به ذائقه مان ساخته ایم...این دنیا می تواند موسیقی زیرزمینی ای باشد که از اینترنت دانلودش کرده ایم، پادکست یک رادیوی اینترنتی باشد ، یک کتاب صوتی باشد ، قطعه موسیقی ای باشد که خودمان ساخته ایم ، ترانه ای از خواننده ای محبوب باشد و حتی صدای ضبط شده استادی باشد که درکلاس درس صدایش را کش رفته ایم!
Mp3 پلیرها چنین اند!
---------------
*:این یک رپرتاژ نیست...حرف دل است!
از استادی نقل شده است که روزی گفت:من مدتها نمی توانستم چیزی بخوانم...نه کتابی نه رمانی و نه حتی مقاله ای در روزنامه...روزی رسید که حس کردم وقتش است که زنی را در آغوش کشم ، عاشقش شوم و با او عشقبازی کنم...و چنین کردم!
-------------------
بی ربط:
غمزه:دوم خرداد ، مرور درد است!