امروز پنجم آبان است...پنجم آبانی شاید متفاوت تر از همه پنجم آبان ماه هایی که پیشتر داشتم.پنجم آبان های پیشین ناله ای بود بر زایشی نابهنگام..سوزی بر زایشی بر سیاره رنج و حیاتی ناخواسته بر زمین سرد...

اما این زاد روز ، امسال ، برایم ارمغان زیباترین احساسات آفرینندگانی است که مادرم از سویی و خداوند از سویی دیگر به تکافوی حلول روحی در جنینی بعد از ماه ها انتظار (شاید شیرین).

و این پیام جنینی است از امروز ، که تا سال ها خود را فرزند تقدیر می دانست نه خداوندگار قهار اراده هایش:

من ، بی نوا ، بنده گکی سر براه نبودم. و راه بهشت مینوی من ، بز رو طوع و خاکساری نبود. مرا دیگر گونه خدایی می بایست ؛ شایسته ی آفرینه ای که نواله ی ناگزیر را گردن کج نمی کند و خدایی دیگر گونه آفریدم.

احمد شاملو:ابراهیم در آتش