استانبول نامه 10
عزم تركيه براي حضور موثر و مقتدر در عرصه جهاني ، باعث شده است استانبول به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا، در سال ۲۰۱۰معرفی شود و از این روست که در بسیاری از مراکز فرهنگی این شهر ، بیلبوردهایی با این هدف به چشم می خورند و خبر از این رویداد می دهند.۱
پروژه پایتخت فرهنگی اروپا برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ با پیشنهاد "ملینا مرکوری" وزیر فرهنگ وقت یونان آغاز شد.شورای وزیران اتحادیه اروپا چهارچوب این پروژه را مشخص ساخته و به اجرا در آورد.از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۰ سالانه یکی از شهرهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب گردید که اولین آنها آتن بود.
یک گروه کاری که با حضور نمایندگانی از هنرمندان، فرهنگ دوستان، آکادمیسین ها، مدیران و نهادهای اجتماعی جدید، غنای بیشتری یافته بود، با حمایت نهاد نخست وزیری، وزارت امور خارجه، وزارت جهانگردی و فرهنگ، استانداری استانبول و ریاست شهرداری کل استانبول، پرونده مشترکی برای انتخاب استانبول بعنوان پایتخت فرهنگی اروپا آماده ساختند.
و من با همه بغضی که در یک هفته در گلویم گیر کرده است ، در عجبم پرونده بازار تبریز چه فراز و نشیبی را طی می کند تا مگر در میراث جهانی ثبت شود...این افت ها برای من تکان دهنده است...شما را نمی دانم!
چگونه دلگیر نباشم و تکان نخورم که وقنتی از روبروی سرکنسول گری کشورم در استانبول ، عبور می کنم ، چیزی جز پوسترهای ارزان قیمت و ۵۰۰ تومانی اماکن دیدنی ایران ، که روی جلد نایلونی بسیار نامرغوب برای جذب گردشگر به ایران قرار داده شده است می بینم..
چگونه دلگیر نباشم و تکان نخورم وقتی می بینم همان پوسترها حتی نام دستونویسی از خود ندارند و مشخص نیست تصویر یک منطقه طبیعی بکر ( که فکر می کنم جنگلی بود در شمال کشور ) نامی نداشته باشد...گردشگر خارجی چگونه به خود بقبولاند که به جایی می رود که این جنگل را ببیند ولی نمی داند نامش چیست.
هنوز جمله یک گردشگر آلمانی در گوشم زنگ می خورد که به من گفت ، اگر نام و شهر این منطقه را نوشته بودند ، حتما برای سفر به ایران می آمدم و من چه پاسخی جز لبخند می دادم که معنایش این باشد :"چه بگویم؟! "
چه بگويم از اينكه يك بار استادمان با ناراحتي گفت كه ايران مولانا را به كل فراموش كرده است وقتي خبري همان روزها متشر شده بودكه داستان زندگي او توسط هندي ها و قطري ها (!!) قرار است فيلم شود...۲
ازكجاي اين وضعيت ناله كنيم كه ايران در سال جهاني مولانا چه كرد...جز برگزراي چند همايش روتين كه به گمان مني كه كم و بيش در جريان اخبار بودم ، سودي نداشت...تركيه به واسطه قونيه همه ساله ميليون ها گردشگر را جذب مي كند تا تنها به اين دليل كه آرامگاه مولوي آنجاست ، هم فيض مادي ببردو هم معنوي...ما نيز در همين وطن عزيزمان ، حركت بزرگي انجام ندهيم.

چقدر بغض مي كنم وقتي مي بينم رقص سماع صوفيان ترك ، مي شود يك جاذبه بالقوه براي تركيه و براي شهر شمس تبريزي ، كسي كه مولانا را پروراند ، هيچ كاري در شان وي انجام نگرفته است..ايجاد يك پارك درجه چند به نام شمس چه ربطي به بزرگداشت و معرفي او دارد؟
كدام گردشگر از آنسوي دنيا براي شناختن شمس به اين پارك قدم خواهد گذاشت؟باشدكه خبر احداث اين پارك به ۲۰ زبان زنده و مرده دنيا هم منتشر شود ، چه توفيري در نتيجه خواهد داشت؟
اينها مثل خوره روح مرا مي خورد و آزارمي دهد و تنها چيزي كه اين ميان آسيب مي بيند ، لب من است كه مي جوم و حسرت مي خورم!
دلگیری هایم را با خودم به کاخ اختصاصی آتاتورک می برم..خوشبختانه یا متاسفانه دیر به موزه رسیده ایم و موزه تعطیل است...می توانم حسرت یک موزه گردی را داشته باشم و همچنین ، حسرت نخورم بر همه آنچه که داریم و تفاوفتی در بود و نبودش نیست.
تصوير در اصلي كاخ "دولما باغچاسي"
کاخ موزه آتاتورک نام اصلی اش ، "کاخ دولما باغچا"۳ است و قسمت بیرونی این کاخ توسط سلطان عبدالمجید اول۴ در اواسط قرن 19 میلادی ساخته شد. این کاخ 600 متری در ساحل اروپایی تنگه بوسفور قرار گرفته است...
وجود سالن بزرگ در این کاخ با 56 ستون داخل آن و چلچراغ شکیل و 5/4 تنی آن با 750 لامپ موجود در آن چشم هر بینندهای را خیره میکند. در زمانهای گذشته جهت خوشایند ساکنین این کاخ كه سلاطين عثماني بوده اند پرندگان مختلف از نقاط مختلف جهان گردآوری و نگهداری می شد.۵
--------------
پي نوشت:
۲)روزنامه اعتماد:۲۱ تيرماه ۱۳۸۸
۳)Dolmabahçe Palace
۴) Sultan Abdülmecid
۵)استخراج از ويكي پديا
---------------
مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 ،استانبول نامه 5 استانبول نامه 6، استانبول نامه 7 ، استانبول نامه 8 ، استانبول نامه 9
"تساهل"