وقتی قرار باشد از هر فرصتی برای معرفی زیبایی های کی شهر استفاده کرد ، هر پتانسيلي مي تواند فرصت باشد...از اينرو وقتي شهري دورگه باشد و نيمي ازآن در آسيا و نيمي ديگر در اروپا قرار گرفته باشد ، چرا نبايد اين به عاملي براي معرفي زواياي ديگر اين شهر حذف شود؟!

از اين روست كه تور دریایی ۹۰ دقیقه ای تنگه بوسفر۱ توریست ها را از ایستگاه بایزید به تنگه بوسفر می برد و باز می گرداند...تور جذابي که در حقیقت نمایش جاذبه های دریایی استانبول است..بخش آسیایی استانبول برخلاف بخش اروپایی آن که کاملا تجاری است ، یک بخش مسکونی است و ویلاهای بسیار زیبایی کنار دریا دارد.


استانبول ، ساحل آسيايي درياي مرمره؛ عكس از ويكي پديا

ویلاهایی که اکثرا در اختیار هتل ها هستند و بی شک شب های خاطره انگیزی برای مسافران رقم می زند...

كمي بعد ، وقتی از زیر پل واصل اروپا به آسیا عبور کمی کردیم ناخودآگاه یاد پل شهید کلانتری خودمان افتادم که آذربایجان شرقی را به غربی وصل می کرد.

نتوانستم تعبیر یکی از مدیران محلی استان ، در خصوص شاهکار بودن آن سازه بتونی! را در ذهنم حلاجي و ترجمه كنم ، وقتی پل هايی را روي درياي مرمره می دیدم که طول هر کدام از پایه هایش دستکم ۸۰ متر بود که مسافتی معادل ۱۰کیلومتر را به هم وصل می کرد و به گمان من ادعایی هم در این بعد و به این حجم نشده است...پل هايي كه زمان ساختشان به بيش از ۵۰ سال مي رسند.


نيمي از پل تنگه بوسفر
(به دليل بسيار بزرگ بودن پل امكان پوشش توسط لنز دوربين وجود ندارد!)

طراحي اين پلها به گونه اي است كه امكان ، تردد كشتي هاي عظيم مسافربري را دارد..از اين رو در برخي از ايستگاههاي كشتي در هر دو سوي استانبول مشخص شده است كه بايد چه نوعي از كشتي تردد كند.

به عنوان مثال در محل پل "بايزيد" امكان تردد كشتي هاي ياد شده نيست و تنها كشيتهاي تورسيتي امكان ترددر  دارند.

یکی دیگر از جاذبه های فرهنگي استانبول حضور فروشندگاني از ریشه و تبار غیرترک هستند..از تاتار و عرب گرفته تا تاجیک و آفریقایی..چیزی که بسیار جالب توجه است.

اینجا اکثر ایرانی ها یا در کار راهنمایی تورند یا در کار شرکت های بازرگانی و انتقال کالا...کمتر ایرانی ای دیده می شود که فروشنده باشد و اکثر کارهای واسطه ای انجام می دهند..

آفریقایی ها اینجا ، ادکلن می فروشند با ساعت و بساطشان معمولا پارچه ای است در یکی دو متر مربع که پهن کرده اند..ادکلن های با مارک معتبر در اینجا به قیمت نازل تر ارایه می شوند..ادکلن هایی که به نظر من ، تقبلی اند!

به عنوان مثال یکی از فروشندگان زن تاتاری بود که در یکی از مراکز معتبر استانبول فروشنده لباس بود..چنین به نظر می آید که اکثر کسانی که اینجا به نانی و نوایی رسیده اند از بازماندگان استبداد سرخ اند..آنجا که خرس مامن داشت ، جمهوری های متنوع را در کام شوونیسم روسی کشید و در درون خود هضمشان کرد.

آسیبی که روشنفکران جمهوری های استقلال یافته  ، همواره از شونیسم روسی به عنوان یکی از هولناک ترین دشمنان فرهنگی کشورشان یاد می کنند که حتی مرزهای اقتصاد را نیز در هم نوردید و ساختارها را از هم پاشاند و فرهنگی روسی را بر کردار و گفتارشان حاکم کرد.

خرسی که استبداد را به عاملی برای رسیدن به یک جامعه ایده آل قرار داده بود و آنچه در این میان آزاردهنده است این طنز تلخ تاریخ است که از آن هیمنه سترگ ، چیزی جز فقر بر مردمانش باقی نمانده و چه عبرت آموز است ، زوال یک امپراتوری پرطمطراق ، فالعبرتوا یا اوالابصار!

با همه این ها ، استانبول برای رسیدن به توسعه ای پایدار ، از همه ظرفیت ها استفاده می کند ...چه رومی باشد و چه زنگی!

--------------
پي نوشت:

1)Bosfor boghaz

مرتبط:

استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 ،استانبول نامه 5 ، استانبول نامه 6، استانبول نامه 7 ، استانبول نامه 8