۱) ما یک خطایی از نوع سهوی مرتکب شدیم و آن اینکه دلمان را خوش کردیم به وعده و عید جانانه یک دوست خیلی بامرام در پایتخت!..قرار شد برایمان «گفتگو» بفرستد آنهم از آرشیو! از همان شماره های ابتدایی اش...تا همین امروزش که فکر می کنم یک ماهی گذشته خبری نیست.چند روز پیش زنگ زدم خانم خوش صدا و لابد سیمایی فرمود که فردا ترتیبش را می دهیم...خوشبختانه بذله گویی ام خودنمایی نکرد تا بگوید:"جان؟!"

۲) مجله گاردین این اواخر گزارش(لینک از رادیو زمانه) خیلی جانانه ای نوشت در این چهارچوب که آقا!چه نشسته ای که ۱۰ نفر از سرنوشت سازترین آدم ها دنیا را جمع کرده ام داخل یک گزارش..همه اسم ها به یک سو ، تیم برنزلی که «دختر بد» در موردش لاف سخن سر داده + یک چیز دیگر است....واقعن نگرش است که دنیا را می سازد.می گویید نه حتما با من تماس بگیرید.قول می دهم عملی اش کنم.این خط (/) این هم نشان ( /\).

۳) همین چند شب پیش رسانه خصوصی "ملی" در دو قسمت برنامه عجیبی پخش کرد بنام شوک...من اول می خواندم شرک! یعنی لوگویش به نحوی طراحی شده بود که هم شرک خوانده می شد هم شوک. راستش را بخواهید سر در نیارودم این بهشت زورکی که می گویند هدف برنامه بود یا جهنم مفتکی..حالیم نشد....نمی دانم اگر می خواهند یک مشت آدم را بگیرند دیگر چرا می آیند افشاگری می کنند..ملت که عادت کرده اند به بگیر و ببند! چیزیکی برای ارایه دارم می گذارم تا حالش را ببرید!

۴) شهرند امروز پرونده جانانه ای راجع به ناتل خانلری کار کرده است.توصیه می کنم به آن مراجعه کنید...البته اگر در حصار ملی گرایی و توسعه هستید و مدل توسعه به عنایت به آرای ادوارد سعید را دارید بخوانید و گرنه برای مدرن هایش نان نمی شود!

۵) آن رفیق بلوچم بلاخره جانش بالا آمد و مقاله اش را نوشت راجه به شعر "لیکو"..ظرف یکی دو روز آینده می گذارمش در تساهل.خودمانیم ها..تساهل هم خوب قاعده ای است..آدم کلا حال می کند!

۶)زیاده عرضی  نیست جز دوری رفقا و ایام شوکت مستدام باد و این حرفا..اینو نوشتم که بگم به یادتان هستم!